قادر فاضلى
20
قرآن از زبان قرآن ( فارسى )
مىتوانند حق را از باطل جدا ساخته و به پيروى از حق بپردازند . البته اينان نيز داراى مراتب گوناگون هستند . بعضيها با گفتگو و تفكردر پيام پيامبران به آنان ايمان آوردهاند و بعض ديگر كه از نورانيت قلبى نيز بهرهمند بودند به محض ديدن جمال انور پيامبران ، شيفته آنها شده و خود را مطيع آنها نمودهاند و زبان حالشان چنين بوده است كه : اى لقاىتو جواب هر سؤال * مشكل از تو حلشود بىقيل و قال « 1 » تاريخ اسلام گواه صادق بر صدق اين مدعا است . زيرا افراد آگاه و كمال يافتهاى چون ابوذر غفارى ، عمار ياسر ، ميثم تمار ، سلمان فارسى ، علىبن ابيطالب ، خديجه بنت خويلد و . . . هرگز از پيامبراكرم صلي الله عليه و سلم معجزه طلب نكردند . بعضى از اين بزرگان با شنيدن كلام پيامبر و بعضى با شنيدن پيام او و بعضى ديگر با ديدن جمال وى به دين او درآمدند و لحظهاى در راه خود دچار تزلزل نشدند . از اينرو حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : ما شَكَكْتُ فِى الْحَقِّ مذْ ارِيتُهُ « 2 » از وقتى كه حق به من نشان داده شد ، لحظهاى در آن شك ننمودم . بعضيها با شنيدن يك يا دو آيه از قرآن مسلمان شدند ، اما بعضى ديگر ، با شنيدن هزاران آيه ، اسلام نياوردند . در حالات صعصة بن ناجية ، جدّ فرزدق شاعر نامدار اهل بيت گفته شده است وقتى آيه فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ « 3 » را شنيد گفت :
--> ( 1 ) - مثنوى دفتر اول ص 4 تصحيح رمضانى ( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبه 4 ( 3 ) - الزلزال ، 8 - 7